X
تبلیغات
رایتل

ستاره شناسان آمریکایی با تجزیه یک شهاب سنگ ویژه موفق شدند سن دقیق و اولین مراحل شکل گیری منظومه شمسی را تعیین کنند.

به گزارش مهر، محققان دانشگاه کالیفرنیا که نتایج تحقیقات خود را در Astrophysical Journal Letters منتشر کرده اند، تاریخ اولین مراحل شکل گیری منظومه شمسی را تعیین کردند. این مراحل اولیه که ذرات گرد و غبار میکروسکپی بین ستاره ای در برخورد با پدیده بهم آمیختگی اجرام سنگی را شکل داده اند، بین 4 هزار و 568 میلیون سال قبل آغاز و تا دو هزار و 80 میلیون سال به طول انجامیده اند.

این دانشمندان برای تعیین این سن دقیق، یک سنگ آسمانی ویژه را که "کندریت کربن دار" نامیده می شود مورد تجزیه قرار دادند.

کندریت کربن دار یک ماده قدیمی است که عمر آن به زمان شکل گیری منظومه شمسی می رسد و از گلبولهای سیلیس ساخته شده است.

براساس آگاهیهای فعلی، در مرحله دوم تکامل منظومه شمسی، اجرام در ابعاد بسیار بزرگی که از یک کوه زمینی به فضا پرتاب شده اند، به سرعت 20 سیاره در ابعاد در برابر با سیاره مریخ را شکل داده اند.

در مرحله سوم که آخرین مرحله شکل گیری است، این سیارات کوچک در یک سری از برخوردهای غول پیکر به یکدیگر اصابت کرده اند و منشای سیاراتی را امروزه وجود دارند، تشکیل داده اند.

اکنون نتایج این تحقیقات که از تجزیه "کندریتهای کربن دار" به دست آمده نشان می دهد که ماتریکس این سنگ آسمانی غنی از عنصر منگنز است، درحالی که گلبولهای سیلیسی آن از عنصر کروم غنی شده اند.

این دانشمندان با مقایسه انواع مختلف سنگهای آسمانی جمع آوری شده روی زمین، کشف کردند که در این سنگها سه ارتباط مهم وجود دارد که شامل ارتباط منگنز/ کروم، میزان ماتریکس در سنگهای آسمانی و آزاد شدند کروم- 53 هستند.

با اندازه گیری میزان کروم- 53 میزان ایزوتوپ منگنز- 53 آغازین به دست آمد. این اندازه گیری نشان داد که این سنگ آسمانی "کندریت کربن دار" در 4 هزار و 568 میلیون سال قبل شکل گرفته است.

منبع: عصر ایران

الهی! چه گویم از محبت و رحمتت،تو آنی که فقط خود دانی، وصف صفاتت خود توانی.

 

عید قربان مبارک

برای اطلاعات بیشتر درباره این رویداد بزرگ ما ایرانیان به صفحات زیر سری بزنید.

http://www.vcn.bc.ca/oshihan/Pages/Yalda.htm

www.aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/c5c1197814521_yalda_night_p1.php -

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

اکنون پس از ارائه نظریه کاربری تقویمی چهارتاقی نیاسر در نزدیکی شهر کاشان و امکان دیدار عملی طلوع خورشید انقلاب زمستانی، عده‌ای این شب را در انتظار تماشای خورشید در کنار چارتاقی برگزار می‌کنند.

پبشینهٔ جشن:یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است . بسیاری بر این باورند که ریشه‌ی پاس‌داشت شب چله میراث قوم کاسپیان‌ است . کاسپ‌ها از اولین اقوام آریایی هستند که وارد ایران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند . کاسپ‌ها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زیگورات چغازنبیل، آسیاب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنین پل‌های بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هایی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازه‌گیری کنند . کاسپ‌ها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود. این جشن در ماه پارسی «دی» ( تولد دوباره خورشید ) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژه ی روز ( DAY ) در زبان انگلیسی ( که همریشه با زبانهای کهن آریایی است ) نیز از نام این ماه برگرفته شده است . نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین . یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است . ( برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است ) . بعد از هجرت گسترده ی مسحیان در زمان کشتار امپراطوری روم به ایران و منطقه های آسیای صغیر . هنگام توسعه‌ی آیین مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زایش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده است و پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت . تا سال ٣٥٠ میلادی تمام فرقه‌های مختلف مسیحیت متفق‌القول روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانستند ولیکن نفوذ آیین مهر کلیسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عیسی مسیح را مطابق با تولد مهر یا میترا قرار دهد تا از التقاط این دو مناسبت نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند . با قدرتمند شدن کلیسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های دیگر مسیحیت به این سمت و سو گرویدند. لیکن هنوز کلیسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانند . آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است این است که ٢١ یا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجیل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنین تاریخ دوران اولیه‌ی مسیحیت ، روز میلاد عیسی مسیح نیست و نفوذ آیین مهر در رسوم کلیسا نیز غیرقابل‌انکار است . نخستین مایه‌های جشن کریسمس وایلانوت میراث و هدیه‌ی ایران کهن به جهانیان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشیده‌است . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است . روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود ( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

جشن یلدا و عادات مرسوم در آن:در آیین کهن , بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند( صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد ) . جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا" کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند . در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

 

سلام.خوبید؟

من هم خوبم!

فردا تولد سه سالگی وبلاگ هست.تو این دو سال سعی کردم مطالبی مفید در زمینه های گوناگون جمع آوری کنم که بواسطه آنها هم سطح علمی و معلومات خودم بالا بره و هم شما خواننده عزیز!

در هر صورت خیلی خوشحالم که سومین سال وبلاگ نویسی رو تجربه می کنم.

محققان آمریکایی گفتند، میمون‌ها عمل جمع ذهنی ریاضی را به خوبی دانشجویان انجام می‌دهند.

به گزارش خبرگزاری «رویترز» از شیکاگو ، این یافته نشان می‌دهد که مهارت‌های غیرشفاهی ریاضی منحصر به انسان‌ها نیست.

این تحقیق «دانشگاه دوک» در ادامه مطالعه محققان ژاپنی است که اوایل ماه جاری نشان دادند شمپانزه‌های جوان، یک بازی حافظه‌ای را بهتر از انسان‌های بزرگسال انجام دادند.

مطالعاتی که پیش از این انجام شده نشان داده است که انسان نماهای غیر انسان می‌توانند اعداد و تعداد اشیا را با هم جور کنند، اعداد را با هم مقایسه کنند و از میان دو سری شییء آن سری را که تعداد بیشتری دارد، انتخاب کنند.

«جسیکا کانتلون» محقق علوم عصبی ادراکی در دانشگاه دوک که مطالعه وی در «مجله زیست‌شناسی ‪ PLoS‬کتابخانه عمومی علوم» به آدرس ‪www.plosbiology.org منتشر شده است، گفت: این اولین مطالعه‌ای است که بررسی می‌کند آیا میمون‌ها می‌توانند بر اساس انواع محاسبات ریاضی تصمیمات صریحی اتخاذ کنند یا خیر.

در این مطالعه انسان‌ها و میمون‌های مورد مطالعه می‌بایست دو سری نقطه را که مدت کوتاهی بر روی صفحه نمایش یک رایانه نمایان می‌شد به طور ذهنی با هم جمع می‌کردند.

از این دو گروه خواسته شد تا پاسخ درست را از میان دو گزینه بر روی یک صفحه نمایش دیگر انتخاب کنند.
انسان‌ها اجازه نداشتند در حین کار بشمارند یا به صورت شفاهی پاسخ دهند و به آنها گفته شد که تا حد ممکن سریع پاسخ دهند.

در این مطالعه دیده شد که انسان‌ها و میمون‌ها هر دو در عرض یک ثانیه پاسخ دادند.

محققان گفتند، این یافته‌ها قابلیت‌های مشترک ریاضی انسان‌ها و میمونهای انسان‌نما را نمایان می‌سازد و اهمیت زبان را ـ که عمل شمردن و انجام محاسبات پیشرفته را میسر می‌کند ـ در تکامل ریاضی در انسان‌ها نشان می‌دهد.
 

به بهانه آغاز سال نو مسیحیان تقدیم می شود:

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.
بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.
در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.
تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.
منبع: مجله اینترنتی فریا

مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پیش کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند.

عدد پی( ۳.۱۴)در علم ریاضیات از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. کشف عدد پی جزو مهمترین کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی کنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را کاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.

«عبدالعظیم شاه کرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیک و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های کارشناسی که روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشکال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی کرده بودند.»

دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد که مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه کرده بودند. شاه کرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می کردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معکوس را رسم می کردند. این کار آنها را قادر می ساخت که مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری که باید ستون ها تحمل کنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می کرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه کنند.»

هم اکنون دانشمندان در بزرگ ترین مراکز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشکال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب کنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین کسی که توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه کند، «غیاث الدین محمد کاشانی» بود. این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه کرد. پس از او دانشمندانی چون پاسکال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اکنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.

شاه کرمی با اشاره به این موضوع که در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشکال هندسی بدون شناسایی راز عدد پی و طرز استفاده از آن غیرممکن است.»

داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال 521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می کند. این مجموعه باستانی شامل حصارها، کاخ ها،‌ بخش های خدماتی و مسکونی، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.

مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است.

منبع: اینجا

نشریه معتبر فارن پالیسی چاپ آمریکا اخیرا گزارشی درباره فهرست بدترین مکان‌های زندگی در دنیا برای کودکان منتشر کرده است که نکته جالب آن قرار داشتن بریتانیا در این لیست است.


عراق:


مشکل: مسئله سوء تغذیه در میان کودکان از آغاز تهاجم آمریکا به عراق تا کنون دو برابر شده است.

ده سال پیش بزرگترین نگرانی برای کودکان عراقی ابتلاء به بیماریهای ناشی از چاقی بود. امروز اگر نبود تغذیه آنها را بیمار نکند، خطر دائمی خشونت های جنگ آنها را تهدید می کند.

دلیل: کمبود آب آشامیدنی و فروپاشی نظام بهداشتی کشور موجب شده است که کودکان عراقی حتی نسبت به کودکان هائیتی و اوگاندا نیز مورد سوء تغذیه بیشتری قرار گیرند.
ده سال پیش بزرگترین نگرانی برای کودکان عراقی ابتلاء به بیماریهای ناشی از چاقی بود. امروز اگر نبود تغذیه آنها را بیمار نکند، خطر دائمی خشونت های جنگ آنها را تهدید می کند.
دستیابی به ارقام قابل اطمینان در این زمینه دشواراست با این حال بر اساس آمار سازمان ملل متحد، ۲۰ درصد تلفات جنگ فعلی را زنان و کودکان تشکیل می دهند.


چه باید کرد: بازسازی مدارس و بیمارستانها و نیز تعمیر تصفیه خانه های آب آشامیدنی.


زیمبابوه

مشکل: یکی از هر پنج کودک، پیش از سن پنج سالگی تلف می شود.


دلیل: فقر و بیماری ایدز. کشور زیمبابوه زمانی از بهترین نظام های بهداشتی آفریقا برخوردار بود، اما تورم سریع ناشی از سیاست های غلط رابرت موگابه و افزایش سه هزار درصدی در میزان هزینه بهداشت کشور طی سال های اخیر بیمارستان های زیمبابوه را نابود کرده است.

امروزه کمبود مواد غذایی، دارو و نظام ناموفق آموزش و پرورش کشور، آینده ای تاریک را برای کودکان زیمبابوه ترسیم کرده و موجب شده است تا هزاران نفر هر سال با هدف دستیابی به آینده ای روشن تر خطرات بی شماری را متحمل شده و به آفریقای جنوبی مهاجرت کنند.
بیماری ایدز نیز به این تیره بختی ها افزوده است و یکی از هر پنج کودک این کشور به خاطر این بیماری یتیم می شود.

چه باید کرد: کشور زیمبابوه شدیدا به منابع آموزشی وسیع در زمینه بیماری ایدز، تلاش های پیشگیری و ایجاد تغییر در عادات ناسالم و خطرناک نیازمند است. همچنین باید در بنا و توسعه بیمارستان های آن کشور سرمایه گذاری شود.

ایجاد و برقراری سیاست های اقتصادی- مالیاتی معقول به منظور متوقف ساختن تورم فوق العاده شدیدی که اقتصاد کشور را به نابودی کشانده است، امری بسیار ضروری است. حدود ۴۰ درصد تمامی سربازان جمهوری دموکراتیک کنگو را کودکان تشکیل می دهند. نیمی از این کودکان، دخترانی هستند که به زور مورد استفاده و بردگی جنسی قرار گرفته اند.

جمهوری دموکراتیک کنگو

مشکل: کودکان سرباز. حدود ۴۰ درصد تمامی سربازان جمهوری دموکراتیک کنگو را کودکان تشکیل می دهند. نیمی از این کودکان، دخترانی هستند که به زور مورد استفاده و بردگی جنسی قرار گرفته اند.


دلیل: میراث جنگ. جنگجویان غیر نظامی و شبه نظامیان تقریبا ۳۰ هزار کودک را برای استفاده به عنوان کودکان سرباز، محافظ و بردگان جنسی در جریان دومین جنگ داخلی آن کشور، که در سال ۲۰۰۳ میلادی به پایان رسید، ربودند.
با وجود اینکه این جنگ رسما پایان یافته است اما، گروه های مخالف دولت همچنان از کودکان در مبارزات خود استفاده می کنند.


رادیو فردا می‌نویسد بازگشت به جامعه برای آن کودکانی که از جنگ گریخته اند اکثرا دشوار است و بسیاری از آنها در خیابان ها سرگردان می مانند.

هم اکنون بیش از ۲۰ هزار کودک خیابانی در کینشازا، پایتخت کنگو سرگردانند و از سوء تغذیه، سوء استفاده های جنسی و بیماری های جسمی رنج می برند.


چه باید کرد: جمهوری دموکراتیک کنگو، پس از دهه ها جنگ، به ایجاد و برقراری صلح و ثبات و برنامه هایی نیاز دارد که بتواند از طریق آن کودکان سرباز را نجات داده، آنها را به زندگی عادی باز گرداند.


در رابطه با کودکان خیابانی، دولت و سازمان های کمک بین المللی برای بالا بردن سطح آگاهی عموم مردم، برنامه های مبارزاتی به راه انداخته و متجاوزین را هدف قرار می دهند.
مقامات مسئول و مجریان قانون نیز به جای آنکه کودکان دستگیر شده را با خلافکاران بزرگسال در یک جا نگهداری کنند، در تلاشند تا بازداشتگاه های ویژه نوجوانان را بازسازی کرده و مورد استفاده قرار دهند.


 
هندوستان


مشکل: کودکان کارگر. بر اساس برآوردها حدود ۱۲ میلیون کودک به جای رفتن به مدرسه به انجام کارهای سخت مشغولند.


دلیل: رشد اقتصادی و توسعه شهرها. با رشد اقتصادی شدید در آسیا طی سال های اخیر، میزان تقاضا برای کار ارزان قیمت نیز به شدت بالارفته است.

در بسیاری موارد کودکان قربانی این تقاضا می شوند. این مشکل بویژه در هند بالا گرفته است. اکثر کودکان کارگر در هند آنهایی هستند که از روستاها و نقاط دورافتاده به شهرهای بزرگتر آمده اند.

آنها گاه در شیفت های ۱۶ ساعته در ازای مبلغی ناچیز،(عموما کمتر از دو دلار و پنجاه سنت آمریکایی) در روز کار می کنند.


دولت هند برای مبارزه با این مشکل، استفاده از کودکان کارگر را ممنوع اعلام کرده است، اما تاکنون در مقابله با این پدیده ناموفق بوده است.

مامورین پلیس عمدتا این مشکل را نادیده می گیرند و حتی زمانی که یک کارخانه به خاطر استثمار کودکان تعطیل می شود، بلافاصله کارخانه دیگری جای آن را می گیرد.


چه باید کرد: دولت هند این مشکل را پذیرفته است. سال گذشته در قوانین مربوط به استفاده کاری از کودکان، اصلاحات قانونی عمده ای انجام داد و بکارگیری کودکان در مراکز تولیدی و کارخانه ها را قدغن اعلام کرد.


با این حال تا این قوانین به اجراء گذاشته نشوند، تغییری ایجاد نخواهد شد و استفاده از کودکان کارگر همچنان ادامه خواهد یافت.


بریتانیا

مشکل: استعمال سیگار، مشروبات الکی و بارداری. بیش از سه میلیون و ۸۰۰ هزار جوان بریتانیایی به رغم تلاش های دولت برای مبارزه با فقر در زیر خط فقر به سر می برند.

دلیل: کودکان در بریتانیا با وجود آنکه نسبت به کودکان در کشورهای رو به توسعه از شرایط زندگی به مراتب بهتری برخوردارند، اما در موقعیت بدی به سر می برند.


بر اساس گزارش اخیر سازمان ملل متحد، بریتانیا از میان ۲۱ کشور توسعه یافته جهان، بدترین مکان زندگی برای کودکان است.

بر اساس این گزارش، بریتانیا در زمینه میزان استعمال سیگار، مواد مخدر، مشروبات الکلی، روابط جنسی نا امن و بارداری در میان جوانان، در بدترین مقام قرار گرفته است.

این گزارش همچنین نشان می دهد که روابط کودکان و جوانان بریتانیایی با دوستان و اعضای خانواده شان بسیار ضعیف است و نزدیک به یک سوم آنها علاقه ای به انجام کار و فعالیت حرفه ای ندارند.


علاوه بر آن بیش از سه میلیون و ۸۰۰ هزار جوان بریتانیایی به رغم تلاش های دولت برای مبارزه با فقر در زیر خط فقر به سر می برند.


چه باید کرد: دولت بریتانیا یک برنامه ابتکاری راه اندازی کرده است که «آغازی مسلم برای بهبود زندگی کودکان» نام دارد.

این برنامه که با هدف ترفیع کیفیت عمومی زندگی کودکان انجام می شود، شامل مشاوره با والدین، خدمات پرستاری روزانه و آموزش های بهداشتی و پیشگیری می شود.
 
منبع:اینجا
1 2 3 4 5 >>