هرچند سفر انوشه انصاری از لحظه پرتاب تا رسیدن و الحاق به ایستگاه بینالمللی فضایی (ISS) حدود دو روز به درازا انجامید (ماجرای سفر به آن بالا) اما بازگشت وی به زمین تنها حدود 3.5 ساعت طول خواهد کشید.
امروز، چهارشنبه 27 سپتامبر 2006، مصادف با 5 مهر 1385 مراسم رسمی تغییر فرماندهی از پرسنل اردوی سیزدهم به خدمه اردوی چهاردهم انجام خواهد شد. سپس در روز پنجشنبه 6 مهر 1385 ساعت 20:05 به وقت تهران، مراسم خداحافظی با دو نفر از خدمه اردوی سیزدهم و انوشه انصاری انجام خواهد شد و پس از اینکه این سه نفر داخل کپسول فضایی سویوز TMA-8 جا گرفتند، دربها بسته شده و همه چیز برای عملیات انفصال آماده خواهد شد. مراسم خداحافظی به طور مستقیم از تلویزیون اینترنتی ناسا پخش خواهد شد.
از خدمه اردوی سیزدهم، توماس ریتر (Thomas Reiter) در ایستگاه بینالمللی فضایی (ISS) باقی خواهد ماند. بازگشت وی برای ماه دسامبر برنامهریزی شده است. طبق برنامه قرار است سویوز TMA-8 در ساعت 4:40 صبح به وقت تهران از روز جمعه، 7ام مهر 1385 در صحرای قزاقستان فرود آید. کپسول فضایی سویوز TMA-9 به عنوان وسیله بازگشت خدمه اردوی چهاردهم به کار خواهد رفت.
برنامه زمانبندی بازگشت سویوز TMA-8 به شرح زیر اعلام شده است:
. عملیات انفصال - 3 ساعت و 23 دقیقه تا نشستن بر زمین .
فرمان انفصال صادر میشود و در پی آن چنگکها و قلابهایی که کپسول را به ایستگاه بینالمللی فضایی متصل کرده است باز میشوند.
. 00:03 پس از انفصال - 03:20 تا نشستن بر زمین .
قلابها باز میشوند، کپسول از قسمت الحاق جدا میشود و با سرعت 0.1 متر بر ثانیه از ایستگاه بینالمللی فضایی دور میشود.
. 00:06 پس از انفصال - 03:17 تا نشستن بر زمین .
زمانی که کپسول حدوداً 20 متری ازISS دور شده است، موتورها برای 15 ثانیه روشن میشوند.
. 02:29 پس از انفصال - 00:54 تا نشستن بر زمین .
در این زمان کپسول فضایی سویوز حدود 19 کیلومتر از ISS دور شده است. موتورها برای 4 دقیقه و 21 ثانیه روشن میشوند تا عملیات تغییر مدار صورت گیرد.
. 02:57 پس از انفصال - 00:26 تا نشستن بر زمین .
واحد مداری که در زمان بازگشت سویوز خالی است جدا میشود و در زمان برخورد با جو زمین به تدریج سوخته و ازبین میرود. واحد سرویس پس از واحد مداری جدا شده و به سرنوشت مشابهی دچار میشود.
. 03:00 پس از انفصال - 00:23 تا نشستن بر زمین .
سرانجام ارتفاع واحد بازگشت به 121920 متر، یعنی جاییکه جو غلیظ شروع میشود، میرسد. در این حالت تنها 31 دقیقه از آخرین باری که سویوز با روشن کردن موتورهایش، سرعت خود را کاهش داده است میگذرد.
. 03:08 پس از انفصال - 00:15 تا نشستن بر زمین .
فرمان رهاسازی چترها صادر میشود. ابتدا دو چتر اولیه باز میشوند که در پی خود چترهای ترمزی را باز میکنند. چتر ترمزی سرعت کپسول را از 230 متر بر ثانیه به 80 متر بر ثانیه کاهش میدهد. سپس چتر اصلی باز میشود و سرعت واحد بازگشت را به حدود 7 متر بر ثانیه تنزل میدهد. ابزار کنترلی این چتر ابتدا به کپسول اجازه میدهد با زاویه 30 درجه فرود آید تا گرمای بدنه کپسول کاهش پیدا کند و سپس زاویه نزول را به صفر درجه میرساند.
. 03:23 پس از انفصال - تنها حدود 2 ثانیه قبل از نشستن بر زمین .
در حالی که کپسول حدود 80 سانتیمتر با زمین فاصله دارد، 6 موتور مینیاتوری روشن میشوند تا سرعت برخورد را به 1.5 متر بر ثانیه کاهش دهند.
3 ساعت و 23 دقیقه پس از صدور فرمان انفصال، سایوز در ساعت 4:40 صبح روز جمعه 7 مهر 1385 در جایی واقع در شمال شرقی پایگاه فضایی بایکنور، در محدودهای به قطر 30 کیلومتر بر زمین خواهد نشست.
همه ما بیصبرانه منتظر آن صبح باشکوه خواهیم بود تا شاهد قدم گذاشتن انوشه انصاری بر زمین باشیم.
محل فرود کپسول فضایی سویوز جایی در شمال شرقی پایگاه فضایی بایکنور خواهد بود.
منبع : http://www.spacescience.ir
سرانجام با پرواز انوشه انصاری مرزهای فضا پس از ۵۰ سال از آغاز سفر انسان به فراسوی مدار زمین به روی ایرانیان گشوده شد.
انوشه انصاری که به همراه گروه ۱۴خدمه ایستگاه بین المللی فضایی،میخاییل تورین و مایکل لوپز عازم فضا شد ، هم اکنون در ایستگاه مشغول انجام آزمایشهای علمی است که بر اساس قرار داد همکاری با آژانس فضایی اروپا باید در ۴ مورد مربوط به پزشکی انجام دهد. در همین حال وی با ادامه نوشتن و ارسال مطالب خود به وبلاگی که از سوی بنیاد جایزه ایکس برای او در نظر گرفته شده تبدیل به نخستین انسانی شده است که از فضا وبلاگ می نویسد.
سفر انوشه انصاری که از قبل به دلیل حضور نخستین بانوی فضا گرد جهان در مدار مورد توجه قرار داشت اینک به دلیل رفتار حرفه ای و متفاوت ا و است که در کانون خبری قرار گرفته است. آژانس فضایی اروپا ،روسیه و همراهان انوشه انصاری رفتار حرفه ای او را در خلال این سفر ستوده اند و حتی مایکل لوپز که خود از مخالفان توریست فضایی بوده است ا دیدن رفتار انوشه انصاری اعلام کرد اگر توریست فضایی انسانی همانند انوشه است من از این مقوله حمایت می کنم.
در همین حال به دلیل نقش انوشه انصاری در صنایع فضایی و تاثیری که او بر جریان سفرهای فضایی خصوص گذاشته است حضور او در فضا مورد توجه بیشتری قرار گرفته است.
از سوی دیگر این سفر در ایران نیز مورد توجه جدی قرار گرفته است. پس از آنکه ماهنامه نجوم در گفتگویی اختصاصی به گفتگو با انوشه انصاری پرداخت و سپس در ارتباطی تلفنی شبکه ۴ سیما و برنامه آسمان شب به تهیه کنندگی سیاوش صفاریان پور انوشه انصاری با مردم ایران گفتگو کرد توجه رسانه های ایرانی دیگر نیز به این موضوع جلب شد. اگر تا پیش از آن خبرگزاریهای خارجی از توجه اندک محافل خبری ایران به این سفر و توجه تنها مانهامه نجوم به این موضوع اشاره می کردند اما بعد از آن با موجی از اخبار در این خصوص مواجه شدند.
پژوهشگاه هوا - فضا، انجمن نجوم ایران و سازمان فضایی ایران نیز باصدور بیانیه هایی از این عمل انوشه انصاری تقدیر کردمد.
روز پنجشنبه ۳۰ شهریور نیز در تهران سمینار ماهنامه نجوم با موضوع سفر به فضا و با تمرکز بر پرواز انوشه انصاری برگزار شد. این سمینار در فرهنگسرای هنر با حمایت پژوهشگاه هوا - فضا و همکاری برنامه تلویزیونی آسمان شب (شبکه ۴ سیما) برگزار شد. در این نشست ۳ سخنرانی و یک بخش پرسش و پاسخ برای چمع پر شمار علاقه مندان به اکتشفات فضایی پ سفر نخستین ایرانی به فضا برگزار شد. شهرام یزدان پناه، کارشناس پژوهشگاه خوا-فضا در خصوص پرتابه های سایوز صحبت کرد و سپس پوریا ناظمی، دبیر گروه علم روزنامه جام جم و همکار تحریره ماهنامه نجوم، به ارایه گزارشی از داستان پرواز انوشه انصاری و داستان زندگی او را ارایه نمود . پس از آن بابک امین تفرشی،سردبیر ماهنامه نجوم، با ارایه توضیحاتی در خصوص آزمایشهای علمی انوشه در مدار و اهمیت سفر او و همچنین آینده سفرهای اکتشافی انسان در فضا و گردشگری فضایی پرداخت.
در این برنامه بخشهایی از صحبتهای انوشه انصاری با شبکه ۴ سیما و همچنین کلیپهایی از پرواز او که از سوی سیاوش صفاریان پور آماده شده بود پخش شد.
حدود ۶۰۰ نفر از هموطنان در فرهنگسرای ارسباران گرد هم آمده بودند تا در این برنامه حضور پیدا کنند. ماهنامه نجوم امیدوار است که فیلم کامل این برنامه شامل تصاویر و فیلم های سفر خانم انصاری به ایستگاه فضایی طی یک ماه آینده به علاقهمندان ارایه کند.
منبع:http://www.nojum.ir
سرانجام با پرواز انوشه انصاری مرزهای فضا پس از ۵۰ سال از آغاز سفر انسان به فراسوی مدار زمین به روی ایرانیان گشوده شد.
انوشه انصاری که به همراه گروه ۱۴خدمه ایستگاه بین المللی فضایی،میخاییل تورین و مایکل لوپز عازم فضا شد ، هم اکنون در ایستگاه مشغول انجام آزمایشهای علمی است که بر اساس قرار داد همکاری با آژانس فضایی اروپا باید در ۴ مورد مربوط به پزشکی انجام دهد. در همین حال وی با ادامه نوشتن و ارسال مطالب خود به وبلاگی که از سوی بنیاد جایزه ایکس برای او در نظر گرفته شده تبدیل به نخستین انسانی شده است که از فضا وبلاگ می نویسد.
سفر انوشه انصاری که از قبل به دلیل حضور نخستین بانوی فضا گرد جهان در مدار مورد توجه قرار داشت اینک به دلیل رفتار حرفه ای و متفاوت ا و است که در کانون خبری قرار گرفته است. آژانس فضایی اروپا ،روسیه و همراهان انوشه انصاری رفتار حرفه ای او را در خلال این سفر ستوده اند و حتی مایکل لوپز که خود از مخالفان توریست فضایی بوده است ا دیدن رفتار انوشه انصاری اعلام کرد اگر توریست فضایی انسانی همانند انوشه است من از این مقوله حمایت می کنم.
در همین حال به دلیل نقش انوشه انصاری در صنایع فضایی و تاثیری که او بر جریان سفرهای فضایی خصوص گذاشته است حضور او در فضا مورد توجه بیشتری قرار گرفته است.
از سوی دیگر این سفر در ایران نیز مورد توجه جدی قرار گرفته است. پس از آنکه ماهنامه نجوم در گفتگویی اختصاصی به گفتگو با انوشه انصاری پرداخت و سپس در ارتباطی تلفنی شبکه ۴ سیما و برنامه آسمان شب به تهیه کنندگی سیاوش صفاریان پور انوشه انصاری با مردم ایران گفتگو کرد توجه رسانه های ایرانی دیگر نیز به این موضوع جلب شد. اگر تا پیش از آن خبرگزاریهای خارجی از توجه اندک محافل خبری ایران به این سفر و توجه تنها مانهامه نجوم به این موضوع اشاره می کردند اما بعد از آن با موجی از اخبار در این خصوص مواجه شدند.
پژوهشگاه هوا - فضا، انجمن نجوم ایران و سازمان فضایی ایران نیز باصدور بیانیه هایی از این عمل انوشه انصاری تقدیر کردمد.
روز پنجشنبه ۳۰ شهریور نیز در تهران سمینار ماهنامه نجوم با موضوع سفر به فضا و با تمرکز بر پرواز انوشه انصاری برگزار شد. این سمینار در فرهنگسرای هنر با حمایت پژوهشگاه هوا - فضا و همکاری برنامه تلویزیونی آسمان شب (شبکه ۴ سیما) برگزار شد. در این نشست ۳ سخنرانی و یک بخش پرسش و پاسخ برای چمع پر شمار علاقه مندان به اکتشفات فضایی پ سفر نخستین ایرانی به فضا برگزار شد. شهرام یزدان پناه، کارشناس پژوهشگاه خوا-فضا در خصوص پرتابه های سایوز صحبت کرد و سپس پوریا ناظمی، دبیر گروه علم روزنامه جام جم و همکار تحریره ماهنامه نجوم، به ارایه گزارشی از داستان پرواز انوشه انصاری و داستان زندگی او را ارایه نمود . پس از آن بابک امین تفرشی،سردبیر ماهنامه نجوم، با ارایه توضیحاتی در خصوص آزمایشهای علمی انوشه در مدار و اهمیت سفر او و همچنین آینده سفرهای اکتشافی انسان در فضا و گردشگری فضایی پرداخت.
در این برنامه بخشهایی از صحبتهای انوشه انصاری با شبکه ۴ سیما و همچنین کلیپهایی از پرواز او که از سوی سیاوش صفاریان پور آماده شده بود پخش شد.
حدود ۶۰۰ نفر از هموطنان در فرهنگسرای ارسباران گرد هم آمده بودند تا در این برنامه حضور پیدا کنند. ماهنامه نجوم امیدوار است که فیلم کامل این برنامه شامل تصاویر و فیلم های سفر خانم انصاری به ایستگاه فضایی طی یک ماه آینده به علاقهمندان ارایه کند.
البته خود من هم در آن مراسم شرکت داشتم.امیدوارم بتوانم در پست های بعدی گزارش شخصی خود را ارایه دهم.
منبع:http://www.nojum.ir
سرانجام اینجا هستم... سفری طولانی و لی بسیار با ارزش بود ... پس بگذارید از اول شروع کنم. روز (پرتاب) در بایکونور برای ما بسیار زود شروع شد. ما ساعت 1 بامداد از خواب بلند شدیم و صبحانه مختصری خوردیم و نوشیدنی مختصری نوشیدیم. پس از آن لباس سرتاسری سفید رنگی را که باید زیر لباس فضایی خود می پوشیدیم به تن کردیم تا به محل پرواز برویم.
این تصویر از تلویزیون اینترنتی ناسا برداشته شده است. |
دعای مختصری کردیم و هنگامیکه اتاقهایمان را ترک میکردیم برروی در اتاقهایمان امضا کردیم. این رسمی است که از زمان یوری گاگارین باب شده است. آنها میگفتند که روز بعد از پرواز یوری، زمانی که خدمتکار برای تمیز کردن اتاق او آمده بود، سعی در تمیز کردن امضای تاریخی اولین فضانورد جهان کرده بود که جلوی او را گرفته بودند. به هر حال امضای من هم اکنون در کنار گرگ اولسن ، سومین فضاگرد تاریخ و مارکوس پانتس، نخستین فضانورد برزیلی حک شده است.
|
قبل از ترک اتاق با مادربزرگم تماس گرفتم، چون او اینجا در بایکونور نیست و او برای من آرزوی موفقیت و بازگشتی امن کرد.بعد از آن آماده شدیم تا سوار اتوبوسی بشیم که ما را از هتل مرکز فضایی به محل پرتاب می رساند. از در هتل تا اتوبوس پیاده روی کوتاهی داشتیم . در هر 2 طرف بستگان، دوستان و روزنامه نگاران مشغول عکس انداختن و فیلم برداری بودند. در زیر نو ر دوربین ها من توانستم همه اعضا خانواده ام را که برای پرتاب آمده بودند را ببینم.
آنها در آن ساعات ابتدایی صبح آنجا آمده بودند تا آغاز سفر بزرگ مرا ببینند.مادرم گریه می کرد و بقیه هم سعی می کردند تا نگرانی خود را بروز ندهند.ما سوار اتوبوس شدیم و راه خود را به سوی محل پرتاب پیش گرفتیم . در تمام این ساعات به طرز عجیبی آرام بودم . قبلا گمان می کردم در صبح روز پرتاب بسیار عصبی باشم اما برایم تعجب برانگیز بود که هیچ وحشت یا نگرانی را احساس نمی کردم.
ما به ساختمانی که باید برای پرواز آماده می شدیم منتقل شدیم و به اتاق مخصوص پوشیدن لباس های فضاییمان شدیم.یک به یک وارد اتاق شدیم. ابتدا میشا تورین فبعد مایکل لوپز و سپس من وارد اتاق شدیم.بعد از اینکه هر سه نفر لباسهایمان را پوشیدیم وارد اتاقی با دیوار شیشه ای شدیم که مقامات آخرین تاییدیه ها را اعلام کنند و همینطور آخرین بررسیها در خصوص لباسهایمان را انجام دادیم. در سوی دیگر دیوار شیشه ای ، مادرم، خواهرم آتوسا و همسرم حمید حضور داشتند و در ردیف جلو نشسته بودند. همینطور خانواده میشا و مایکل هم حضور داشتند اتاق پر از خبرنگاران بود و مدتی انجا نشستیم و سعی کردیم با زبان اشاره با خانواده هایمان که گروه گروه وارد اتاق می شدند و انرا برای گروه بعدی ترک می کردند صحبت کنیم. فکر کنم وضع ما خیلی خنده دار شده بود چرا که با آن لباسها ی عجیب داشتیم با حرکات دست و بدن سعی می کردیم صحبت کنیم...
ما آزمون نشت لباس را پشت سر گذاشتیم و مقامات وضع را برای رفتن مناسب اعلام کردند. ما دوباره به سوی اتوبوس همراهی شدیم در حالیکه مردم و خبرنگاران ما را در بر گرفته بودند. رسم دیگر توقفی کوتاه در برابر اتوبوس برای پسرها بود که گویا این رسم هم از زمان گاگارین باب شده است. خوشبختانه من در این آزمون و تجربه حضور نداشتم و فقط به شکل ذهنی گروه را همراهی کردم.
ما در پای راکت ایستادیم و قدم برروی پله های کوچکی گذاشتیم که ما را به سوی آسانسور کوچکی که ظرفیت 3 نفر را داشت هدایت می کرد. ما سوار شدیم و به قسمت بالایی رفتیم که وارد کپسول شویم ما بعد از گذر از یک مدخل چادری وارد مدول مسکونی کپسول فضایی سایوز شدیم .
من پیشاپیش بقیه وارد شدم و هنوز بسیار آرام بودم. هیجان زده ولی بسیار آرام. فکر کنم ضربان قلبم هیچ وقت از مرز 100 بار در دقیقه نگذشت ( در شرایط عادی حدود 80 بار در دقیقه می زند) . لبخندی بر چهره من حک شده بود. من نشستم و تسمهها و کمربندها را بستم.لوپز بعد از من وارد شد و در فضای کوچک خود نشست و سرانجام میشا تورین وارد شد. آن هنگام هنوز 2 ساعت با زمان پرتاب فاصله داشتیم و مجموعهای از کارها و بررسیها باید در این مدت انجام می شد.
من تنها 3 مسؤلیت کوچک بر عهده داشتم. روشن کردن شیر انقباضی و انتقال آن بین اتاق سکونت و مدول فرود، باز و بسته کردن شیر پمپ اکسیژن در صورت نیاز (وظیفه مهم و دوست داشتنی) و در اختیار قرار دادن فایلهای داده های پروازی که در نزدیکی من قرار داشت. خوشبختانه چندان پیچیده نبود و من توانستم کارها را بر مبنای نیاز انجام دهم.من تمام مراحل کارهای آنها را قدم به قدم دنبال می کردم و یادداشتهای شخصی را در حاشیه کتابم زمانی که فرصتی میشد، مینوشتم. سرانجام آن لحظه فرا رسید، شمارش معکوس آغاز شد. لوپز، میشا و من دستهایمان را روی هم گذاشتیم و گفتیم ما اینجا اماده رفتنیم.
من خدا را شکر می کردم که کمکم کرد تا رؤیایم به واقعیت بدل گردد و به خاطر همه چیزهایی که به من ارزانی کرده است. من از او خواستم که در قلب همه عشق را قرار دهد و صلح را برای این مخلوق زیبایی که زمین می خوانیمش به ارمغان اورد.
5... 4 ... 3 .... واقعا دارم می رم ... 2 ... حمید دوستت دارم .... 1 ... و پرتابی آرام
![]() |
زمانی که پرتاب سایوز TMA-8 را می دیدم هیچگاه فکر نمی کردم درون کپسول این قدر آرام باشد ... شبیه به بلند شدن یک هواپیما بود – سپس فشار G به ملایمت آغاز شد. من فکر میکنم در نهایت حدود 2 یا 3 برابر فشار طبیعی را تجربه کردیم. بعد از آن مرحله جدا شدن و رها شدن محافظ کپسول اتفاق افتاد. هنوز همه چیز بسیار روان بود. پرتویی از نور کپسول را روشن کرد و قلب مرا گرم می کرد . فکر کنم ان موقع داشتم با صدای بلند می خندیدم. لذتی که در قلب خود احساس می کردم وصف ناپذیر بود ... جدا شدن آخرین طبقه برای من بسیا رقابل توجه بود و سپس بی وزنی ... احساس خوشایندی از آزادی که لبخندی را بر چهره همگان نشاند. من به آهستگی از صندلیم بلند شدم و به خندیدن ادامه دادم. من نمی توانستم باور کنم .... صادقانه بگویم همه چیز هنوز برایم مثل یک رؤیا است. به دلیل اینکه با تسمه های ایمنی محکم بسته شده بودیم من نمی توانستم بیرون را ببینم سرانجام زمانی که در مدار مستقر شدیم توانستیم کلاهخود خود را بالا بزنیم وکمربندها را شل کنیم. |
لوپز دستکش را بیرون آورد و دستکش شروع به شنا کردن درون کابین کرد من نمیتوانستم در تمام اینمدت از لبخند زدن و خندیدن جلوگیری کنم... سرانجام توانستم نگاهی به بیرون بیاندازم و برای نخستین بار زمین را ببینم ... اشک بر چهره من روانه شد . من نمی توانستم جلوی اشکهایم را بگیرم ... حتی فکر کردن به آن صحنه بازهم اشکهای مرا روانه می سازد . اینجا سیاره زیبایی است که بخشنده است. در زیر شعاع گرم خورشید ... سرشار از صلح ... سرشار از زندگی ... نه نشانه ای از جنگ و نه نشانه ای از مرزها و نه نشانه ای از مصیبت ها ،فقط زیبایی...
چقدر دوست دارم همه بتوانند چنین تجربهای داشته باشند و آن را در قلب خود احساس کنند. به خصوص آنهایی که در رأس حکومتهای جهان قرار دارند. شاید این تجربه به همه آنها چشمانداز جدیدی بدهد و کمک کند تا صلح را برای جهان به ارمغان آورند.
فکر کنم برای الان کافی باشد ... من باید از گشت و گذار در اینجا براتون بنویسم ... الان باید کمی غذای فضایی بخورم و در دور مداری بعدی دوباره به شما خواهم رسید. هم اکنون بر فراز اقیانوس آرام و به سوی مکزیکو در حال حرکتیم.
منبع:http://www.spacescience.ir
سرانجام اینجا هستم... سفری طولانی و لی بسیار با ارزش بود ... پس بگذارید از اول شروع کنم. روز (پرتاب) در بایکونور برای ما بسیار زود شروع شد. ما ساعت 1 بامداد از خواب بلند شدیم و صبحانه مختصری خوردیم و نوشیدنی مختصری نوشیدیم. پس از آن لباس سرتاسری سفید رنگی را که باید زیر لباس فضایی خود می پوشیدیم به تن کردیم تا به محل پرواز برویم.
این تصویر از تلویزیون اینترنتی ناسا برداشته شده است. |
دعای مختصری کردیم و هنگامیکه اتاقهایمان را ترک میکردیم برروی در اتاقهایمان امضا کردیم. این رسمی است که از زمان یوری گاگارین باب شده است. آنها میگفتند که روز بعد از پرواز یوری، زمانی که خدمتکار برای تمیز کردن اتاق او آمده بود، سعی در تمیز کردن امضای تاریخی اولین فضانورد جهان کرده بود که جلوی او را گرفته بودند. به هر حال امضای من هم اکنون در کنار گرگ اولسن ، سومین فضاگرد تاریخ و مارکوس پانتس، نخستین فضانورد برزیلی حک شده است.
|
قبل از ترک اتاق با مادربزرگم تماس گرفتم، چون او اینجا در بایکونور نیست و او برای من آرزوی موفقیت و بازگشتی امن کرد.بعد از آن آماده شدیم تا سوار اتوبوسی بشیم که ما را از هتل مرکز فضایی به محل پرتاب می رساند. از در هتل تا اتوبوس پیاده روی کوتاهی داشتیم . در هر 2 طرف بستگان، دوستان و روزنامه نگاران مشغول عکس انداختن و فیلم برداری بودند. در زیر نو ر دوربین ها من توانستم همه اعضا خانواده ام را که برای پرتاب آمده بودند را ببینم.
آنها در آن ساعات ابتدایی صبح آنجا آمده بودند تا آغاز سفر بزرگ مرا ببینند.مادرم گریه می کرد و بقیه هم سعی می کردند تا نگرانی خود را بروز ندهند.ما سوار اتوبوس شدیم و راه خود را به سوی محل پرتاب پیش گرفتیم . در تمام این ساعات به طرز عجیبی آرام بودم . قبلا گمان می کردم در صبح روز پرتاب بسیار عصبی باشم اما برایم تعجب برانگیز بود که هیچ وحشت یا نگرانی را احساس نمی کردم.
ما به ساختمانی که باید برای پرواز آماده می شدیم منتقل شدیم و به اتاق مخصوص پوشیدن لباس های فضاییمان شدیم.یک به یک وارد اتاق شدیم. ابتدا میشا تورین فبعد مایکل لوپز و سپس من وارد اتاق شدیم.بعد از اینکه هر سه نفر لباسهایمان را پوشیدیم وارد اتاقی با دیوار شیشه ای شدیم که مقامات آخرین تاییدیه ها را اعلام کنند و همینطور آخرین بررسیها در خصوص لباسهایمان را انجام دادیم. در سوی دیگر دیوار شیشه ای ، مادرم، خواهرم آتوسا و همسرم حمید حضور داشتند و در ردیف جلو نشسته بودند. همینطور خانواده میشا و مایکل هم حضور داشتند اتاق پر از خبرنگاران بود و مدتی انجا نشستیم و سعی کردیم با زبان اشاره با خانواده هایمان که گروه گروه وارد اتاق می شدند و انرا برای گروه بعدی ترک می کردند صحبت کنیم. فکر کنم وضع ما خیلی خنده دار شده بود چرا که با آن لباسها ی عجیب داشتیم با حرکات دست و بدن سعی می کردیم صحبت کنیم...
ما آزمون نشت لباس را پشت سر گذاشتیم و مقامات وضع را برای رفتن مناسب اعلام کردند. ما دوباره به سوی اتوبوس همراهی شدیم در حالیکه مردم و خبرنگاران ما را در بر گرفته بودند. رسم دیگر توقفی کوتاه در برابر اتوبوس برای پسرها بود که گویا این رسم هم از زمان گاگارین باب شده است. خوشبختانه من در این آزمون و تجربه حضور نداشتم و فقط به شکل ذهنی گروه را همراهی کردم.
ما در پای راکت ایستادیم و قدم برروی پله های کوچکی گذاشتیم که ما را به سوی آسانسور کوچکی که ظرفیت 3 نفر را داشت هدایت می کرد. ما سوار شدیم و به قسمت بالایی رفتیم که وارد کپسول شویم ما بعد از گذر از یک مدخل چادری وارد مدول مسکونی کپسول فضایی سایوز شدیم .
من پیشاپیش بقیه وارد شدم و هنوز بسیار آرام بودم. هیجان زده ولی بسیار آرام. فکر کنم ضربان قلبم هیچ وقت از مرز 100 بار در دقیقه نگذشت ( در شرایط عادی حدود 80 بار در دقیقه می زند) . لبخندی بر چهره من حک شده بود. من نشستم و تسمهها و کمربندها را بستم.لوپز بعد از من وارد شد و در فضای کوچک خود نشست و سرانجام میشا تورین وارد شد. آن هنگام هنوز 2 ساعت با زمان پرتاب فاصله داشتیم و مجموعهای از کارها و بررسیها باید در این مدت انجام می شد.
من تنها 3 مسؤلیت کوچک بر عهده داشتم. روشن کردن شیر انقباضی و انتقال آن بین اتاق سکونت و مدول فرود، باز و بسته کردن شیر پمپ اکسیژن در صورت نیاز (وظیفه مهم و دوست داشتنی) و در اختیار قرار دادن فایلهای داده های پروازی که در نزدیکی من قرار داشت. خوشبختانه چندان پیچیده نبود و من توانستم کارها را بر مبنای نیاز انجام دهم.من تمام مراحل کارهای آنها را قدم به قدم دنبال می کردم و یادداشتهای شخصی را در حاشیه کتابم زمانی که فرصتی میشد، مینوشتم. سرانجام آن لحظه فرا رسید، شمارش معکوس آغاز شد. لوپز، میشا و من دستهایمان را روی هم گذاشتیم و گفتیم ما اینجا اماده رفتنیم.
من خدا را شکر می کردم که کمکم کرد تا رؤیایم به واقعیت بدل گردد و به خاطر همه چیزهایی که به من ارزانی کرده است. من از او خواستم که در قلب همه عشق را قرار دهد و صلح را برای این مخلوق زیبایی که زمین می خوانیمش به ارمغان اورد.
5... 4 ... 3 .... واقعا دارم می رم ... 2 ... حمید دوستت دارم .... 1 ... و پرتابی آرام
![]() |
زمانی که پرتاب سایوز TMA-8 را می دیدم هیچگاه فکر نمی کردم درون کپسول این قدر آرام باشد ... شبیه به بلند شدن یک هواپیما بود – سپس فشار G به ملایمت آغاز شد. من فکر میکنم در نهایت حدود 2 یا 3 برابر فشار طبیعی را تجربه کردیم. بعد از آن مرحله جدا شدن و رها شدن محافظ کپسول اتفاق افتاد. هنوز همه چیز بسیار روان بود. پرتویی از نور کپسول را روشن کرد و قلب مرا گرم می کرد . فکر کنم ان موقع داشتم با صدای بلند می خندیدم. لذتی که در قلب خود احساس می کردم وصف ناپذیر بود ... جدا شدن آخرین طبقه برای من بسیا رقابل توجه بود و سپس بی وزنی ... احساس خوشایندی از آزادی که لبخندی را بر چهره همگان نشاند. من به آهستگی از صندلیم بلند شدم و به خندیدن ادامه دادم. من نمی توانستم باور کنم .... صادقانه بگویم همه چیز هنوز برایم مثل یک رؤیا است. به دلیل اینکه با تسمه های ایمنی محکم بسته شده بودیم من نمی توانستم بیرون را ببینم سرانجام زمانی که در مدار مستقر شدیم توانستیم کلاهخود خود را بالا بزنیم وکمربندها را شل کنیم. |
لوپز دستکش را بیرون آورد و دستکش شروع به شنا کردن درون کابین کرد من نمیتوانستم در تمام اینمدت از لبخند زدن و خندیدن جلوگیری کنم... سرانجام توانستم نگاهی به بیرون بیاندازم و برای نخستین بار زمین را ببینم ... اشک بر چهره من روانه شد . من نمی توانستم جلوی اشکهایم را بگیرم ... حتی فکر کردن به آن صحنه بازهم اشکهای مرا روانه می سازد . اینجا سیاره زیبایی است که بخشنده است. در زیر شعاع گرم خورشید ... سرشار از صلح ... سرشار از زندگی ... نه نشانه ای از جنگ و نه نشانه ای از مرزها و نه نشانه ای از مصیبت ها ،فقط زیبایی...
چقدر دوست دارم همه بتوانند چنین تجربهای داشته باشند و آن را در قلب خود احساس کنند. به خصوص آنهایی که در رأس حکومتهای جهان قرار دارند. شاید این تجربه به همه آنها چشمانداز جدیدی بدهد و کمک کند تا صلح را برای جهان به ارمغان آورند.
فکر کنم برای الان کافی باشد ... من باید از گشت و گذار در اینجا براتون بنویسم ... الان باید کمی غذای فضایی بخورم و در دور مداری بعدی دوباره به شما خواهم رسید. هم اکنون بر فراز اقیانوس آرام و به سوی مکزیکو در حال حرکتیم.
منبع:http://www.spacescience.ir
در چند روزی که انوشه سوار بر سایوز TMA-9 سفری سخت اما هیجانانگیز را به ایستگاه بینالمللی فضایی تجربه میکرد، دسترس به اینترنت برایش مقدور نبود. از این رو پیتر دیاماندیس، به جای انوشه در وبلاگ وی مینوشت. دیروز که انوشه پا به ایستگاه فضایی گذاشت، جانشین خود را مرخص کردو به نامهای که پیتر برایش نوشته بود پاسخ داد. نامههای زیر از بسیاری جهات حائز اهمیت است. به هیجان انوشه زمانی که زمین را از بالا مینگرد توجه کنید. |
موضوع : سلامی از جانب پیتر دیاماندیس، به فضا خوش آمدید!
انوشه جان سلام،
به خانه خودت، ایستگاه بینالمللی فضایی (ISS) خوش آمدی! مردم دنیا پرتاب موفقیت آمیز تو را به فضا از تلویزیون و اینترنت تماشا کردند. تو بینظیر بودی و در همه حال لبخند میزدی.
...
دوستدار تو
پیتر
پیتر عزیزم،
تو در تمام لحظات در ذهن من بودی. من اولین ملاقات با تو را هنوز در خاطر دارم. ما روبروی هم دور میزی نشسته بودیم و با هیجان زیاد درباره فواید جایزه ایکس (X) صحبت میکردیم. من از تماشای تو که با اشتیاق فراوان در حال متقاعد کردن من بودی، لذت میبردم.
تو در همان دقیقه نخست کالایت را فروخته بودی، اما اشتیاق و هیجان تو بسیار مسری بود و من علیرغم اینکه تصمیم خود را گرفته بودم از تو خواستم داستانت را ادامه دهی. من تنها چند ساعتی است که به ایستگاه (بینالمللی فضایی) رسیدهام و واقعاً احساس میکنم در خانه خودم هستم. من در تمام طول پرتاب مشغول یادداشت وقایع بودم و به زودی آنها را منتشر خواهم کرد.
پرتاب خیلی نرم و آرام بود. زمان رسیدن به ایستگاه خیلی طولانی به نظر میرسید ولی ارزش آن را داشت. من نمیتوانم چشم از پنجره بردارم. از اینبالا زمین باشکوه و آرام به نظر میرسد. از این بالا قادر به دیدن موضوعات ترسناکی که در اخبار میخوانی و یا میشنوی، نخواهی بود.
زمین از این بالا واقعاً زیباست و من ایمان دارم که اگر همه مردم میتوانستند زمین را چنان که من نظاره میکنم، ببینند تمام تلاش خود را در جهت حفظ و بقای آن به کار میبردند. من آرزو میکنم انسانهای بیشتری قادر به انجام سفری فضایی و دیدن چنین صحنههای با شکوه باشند. اما من قبل از همه برای تو آرزو دارم که به این سفر بیایی، چون هیچ کس را لایق تر از تو نمیدانم.
منبع : http://www.spacescience.ir
با بهترین آرزوهای فضاییم برای تو
شرکت اسپیس ادونچرز (ماجراجوییهای فضایی) که قرار است در ازای دریافت مبلغی که حدس زده میشود حدود 20 میلیون دلار باشد، انوشه انصاری را به عنوان چهارمین گردشگر فضایی یا فضاگرد به ایستگاه بینالمللی فضایی ببرد، اعلام کرد توافق نامهای بین انوشه انصاری و آژانس فضایی اروپا به امضا رسیده است که بر اساس آن قرار است انوشه در طی اقامت 8 روزه خود در ISS، آزمایشاتی علمی برایesa انجام دهد.
|
خانم انصاری در 18 سپتامبر 2006 سوار بر سفینه فضایی سایوز TMA-9 راهی سفری 10 روزه به فضا خواهد شد. حدوداً دو روز پس از پرتاب، سایوز به محل ملاقات خود با ایستگاه بینالمللی فضایی خواهد رسید و به آن ملحق خواهد شد. در این سفر فضانوردی از ناسا به نام مایکل لوپز آلگریا و کیهان نوردی از روسیه به نام میخائیل تیورین، انوشه انصاری را همراهی خواهند کرد. مجموعه این سه نفر گروه اردوی چهارهم را تشکیل میدهد. مائوریزیو بلینگری، رئیس قسمت سفرهای فضایی سرنشین دار، گرانش ناچیز و اکتشاف از بخش تحقیق و توسعه اکتشافات انسانی وابسته به آژانس فضایی اروپا در این مورد میگوید: "یکی از برنامه های ما مطالعه اثر بی وزنی بر بدن فضانوردانی است که در ایستگاه بین المللی فضایی اقامت میکنند. آزمایشها به منظور بهینهسازی شرایط اقامت انسان در فضا طراحی شده است و ما میخواهیم از نتایج آنها برای کاهش آلام بیمارانی که روی زمین نیز زندگی میکنند, بهرهبرداری کنیم." اریک اندرسن، رئیس و مدیر عامل شرکت اسپیس ادونچرز (ماجراجوییهای فضایی) در این باره میگوید: "ما در اسپیس ادونچرز، انوشه را به سبب التزامی که نسبت به تحقیق و توسعه و شرکت در برنامه های علمی esa، آنهم در زمان پروازی چنین خاطرهانگیز از خود نشان میدهد، می ستاییم. به واقع میتوان انوشه را یک سفیر نامید. او زمانی را که در فضا به سر میبرد وقف آموزش مردم خواهد کرد. |
مشارکت انوشه در طرح فیمابین اسپیس ادونچرز و اسا (esa) به درک بهتر ما نسبت به شرایط اقامت در فضا و کاهش مشکلات پزشکی انسانهایی که در زمین زندگی میکنند، کمک خواهد کرد.
. آزمایش اول که نئوسیتولیسیز (Neocytolysis) نامیده میشود به منظور درک عوامل پشت صحنه بیماری کم خونی طراحی شده است. در زمین و در شرایطی که گرانش همه چیز را به سمت مرکز زمین میکشد, خون بدن در قسمت تحتانی و پاها تجمع دارد. در فضا و زمانی که گرانش زمین توسط شتاب خارج از مرکز خنثی میشود، این خون از پاها حرکت کرده و چگالی گلبولهای قرمز در دیواره شریانهای بدن فضانوردان افزایش مییابد. در این حالت بسیاری از گلبولهای قرمز بیکار شده و به تدریج از بین میروند. این موضوع باعث میشود که فضانوردان به تدریج و با از دست دادن گلبولهای قرمز خود دچار کم خونی شوند. این شرایط تا زمان بازگشت آنها به زمین همچنان ادامه خواهد داشت. کم خونی فضانوردان نتیجه طبیعی بودن آنها در شرایط ویژهای است که مجبور به اقامت در آن هستند. این آزمایش بیشتر در پی یافتن سایر عوامل پزشکی به وجود آورنده کم خونی است و دانشمندان تلاش دارند با استفاده از نتایج چنین تحقیقاتی، راه حلهای موثرتری برای درمان این عارضه فراگیر بیابند.
. آزمایش دوم به منظور بررسی نقش تغییر شکل و ابعاد ماهیچهها در دردهای ناحیه پایینی کمر است. این دردها که به کرات توسط فضانوردانی که برای مدتی طولانی در شرایط بیوزنی اقامت میکنند، گزارش شده است، نتیجه ضعیف شدن ماهیچههای شکم و دور کمر در شرایط بی وزنی است. این ماهیچهها در زمین و در مجاورت گرانش به منظور حفظ شرایط ایستاده انسان به کار میروند. وضعیتی که در فضا مفهوم ندارد. بودن در این شرایط باعث میشود ماهیچهها بسیار کمتر از زمین تحت فشار و کار باشند. این موضوع به تدریج باعث ضعیف و لاغرتر شدن ماهیچهها خواهد شد. کوچک شدن ماهیچهها باعث ایجاد کشیدگی در رباطهایی که آنها را به مفاصل متصل کردهاند میگردد. حدس زده میشود دلیل اصلی کمردردها همین موضوع کشیدگی رباطها باشد. با درک و فهم این فرآیند علاوه بر اطلاعات بسیار با ارزشی که به دست میآید، دانشمندان قادر به یافتن راهحلی جامع برای این درد طاقت فرسا خواهند شد.
. آزمایش سوم که به نام کروموزوم-2 شناخته میشود به دانشمندان کمک خواهد کرد تا از تأثیر تشعشعات کیهانی بر بدن فضانوردان مقیم ایستگاه بینالمللی فضایی و مخصوصاً بر گلبولهای سفید خون، آگاه شوند. نتایج ارزشمند این تحقیقات به دانشمندان کمک میکند تا ارزیابی دقیقتری از پروژه سکونت انسان در فضا و یا سفرهای اکتشافی بسیار طولانی مدت داشته باشند. همچنین آنها میتوانند با استفاده از دادههای این آزمایش قدمهای مؤثری در رابطه با بهینه سازی پوششهای عایق امواج و تشعشعات برای کیهانپیماها و ناوهای فضایی آینده بردارند.
. آزمایش چهارم انوشه انصاری همچنین در طی یک آزمایش نمونه به شناسایی و جمعآوری اطلاعات از میکروبهایی که در ISS جا خوش کردهاند خواهد پرداخت. این آزمایش به دانشمندان کمک میکند تا اثر سفرهای فضایی را بر زندگی و حیات میکروبهای مختلف ارزیابی نمایند و همچنین بفهمند که شرایط جدید که ناشی از بودن در فضا و مدار زمین است چه تأثیری بر جهش ژنتیکی آنها گذاشته است.
انوشه انصاری با انجام این آزمایشها سفر هیجان انگیز خود را به کارگاهی آموزشی تبدیل خواهد کرد. انوشه که برای اولین بار از طریق وبلاگش مستقیماً با مردم در ارتباط خواهد بود، تجربیات خود را از فضا و در همان شرایط در اختیار مردم قرار خواهد داد. فعالیتهای قبلی انوشه در حمایت از صنعت گردشگری فضایی و تلاش او برای آموزش مردم از وی سفیری به معنی واقعی کلمه ساخته است.
منبع :http://www.spacescience.ir
با سلام :
عزیزانی که مایلند درباره سفر خانم انوشه انصاری اطلاعات کاملی بدست آورند, به سایت های زیر سری بزنند.
http://www.spacescience.ir http://spaceblog.xprize.org http://anoushehansari.com
وداع گرم و احساسی انوشه انصاری با خانوادهاش
http://www.spacescience.ir/default.aspx?Category=800&SubCategory=&Post=0000055
زندگینامه انوشه انصاری
http://www.spacescience.ir/default.aspx?Category=300&SubCategory=350&Post=0000041